الملا فتح الله الكاشاني

157

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

لحوم و دمااند و معنى اينكه اضحيهء تضحيه كنندگان راضى نميگرداند خدا را مگر بمراعات نيت و اخلاص و احتفاظ بشروط تقوى كه از محافظات شرعيه است و او امر ورع يعنى اگر مراعات اين نكنند تضحيه فائده بديشان نرساند و اگر چه بسيار باشد * ( كَذلِكَ ) * هم چنان كه مذكور شد * ( سَخَّرَها لَكُمْ ) * رام كرد و مسخر فرمان گردانيد آن را خدا براى شما تكرار به جهت تذكير نعمتست و تعليل آن بقوله * ( لِتُكَبِّرُوا اللَّه ) * تا ببزرگى ياد كنيد خداى را و بشناسيد عظمت و اقتدار او را بر چيزى كه غير از او بر آن قادر نيست و در كبريايى و جبروت او را متوحد دانيد * ( عَلى ما هَداكُمْ ) * بر آنچه راه نمود شما را بطريق تسخير و نحر ضحايا و كيفيات تقرب بدان و بدانكه ما احتمال مصدرية و خبريه دارد و على متعلق است به * ( لِتُكَبِّرُوا ) * به جهت آنكه متضمن معنى شكر است يعنى تا تحميد و تمجيد او نمائيد بر ارشاد نمودن او شما را يا بر آنچه راهنمونى كرد شما را از اعلام دين و مناسك حج و اركان آن و گويند مراد تكبير است در حالت ذبح يعنى انعام را مسخر شما گردانيد تا تكبير گوئيد بر ذبح آن و نزد بعضى مراد آنست كه بگوئيد اكبر اللَّه على ما هدانا و لهذا آن را جزء تكبير مىگيرند كه آن اينست كه ( اللَّه اكبر اللَّه اكبر اللَّه اكبر لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر و للَّه الحمد على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا و اللَّه اكبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام ) * ( وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ ) * و مژده ده اى محمد ( ص ) نيكوكاران مخلص را يا احسان نمايندگان را بر وجه اخلاص ببهشت يا بقبول طاعت يا بوعدهء نصرت كما قال * ( إِنَّ اللَّه يُدافِعُ ) * بدرستى كه خداى به او ميدارد غايلهء مشركان و فتنهء ايشان را * ( عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا ) * از آنان كه گرويده‌اند ايراد دفع از باب مفاعله به جهت مبالغه است در دفع چه مغالب در صدد آنست كه فعل او اقوى و ابلغ باشد از مخاصم او يعنى البته حقتعالى دفع فتنهء اهل شرك كند از مؤمنان و اهل ايمان را نصرت دهد بر ايشان * ( إِنَّ اللَّه لا يُحِبُّ ) * بدرستى كه خدا دوست نميدارد * ( كُلَّ خَوَّانٍ ) * هر خيانت كنندهء كه در امانت دين خائنست بجهة اشراك * ( كَفُورٍ ) * ناسپاس بر نعمت او كه بمحض فضل انعام بديشان مىدهد و ايشان بنام بتان قربان ميكنند يعنى چون او سبحانه بفعل ايشان راضى نيست پس هرگز نصرت ايشان ندهد و همه را مغلوب و مخذول گرداند در اسباب نزول و در اكثر تفاسير ديگر مذكور است كه كفار مكه بدست و زبان در آزار و ايذاى مؤمنان ميكوشيدند و هر ساعت از اصحاب بعضى سرشكسته و جمى دست بسته به خدمت حضرت نبوى ( ص ) آمده و شكايت مينمودند و حضرت پيغمبر ( ص ) مىفرمود كه صبر كنيد كه من بقتال ايشان مامور نيستم و حقتعالى